الملا فتح الله الكاشاني

209

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

در تفسير منها تأكلون گفته كه معنى آنست كه با وجود منافعى كه مترتب بر بقال و حمير و خيل مىشود از ركوب و حمل و غير ذلك بر انعام نيز مترتبست با منفعتى ديگر كه زايد است بر آن و آن اكل است كه انتفاعست بذوات آنها پس بر نعم نعم شكر كنيد و منعم خود را كه معبود مطلقست پرستش كنيد نه غير او را تا موجب دوام و مزيت نعمت شما گردد و اگر كفران نمائيد و بپرستش غير او اشتغال نمائيد سبب زوال نعمت گردد و باعث استيصال و عقاب آخرت چنان كه بر امم ماضيه واقع شد كمال قال جل ذكره * ( وَلَقَدْ أَرْسَلْنا ) * و هر آينه فرستاديم قبل از شما * ( نُوحاً إِلى قَوْمِه ) * نوح را بسوى گروه او * ( فَقالَ ) * پس گفت از روى دعوت * ( يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّه ) * اى گروه من پرستش كنيد خداى را * ( ما لَكُمْ مِنْ إِله ) * نيست مر شما را هيچ معبودى كه مستحق عبادت باشد * ( غَيْرُه ) * بجز از وى كه خالق اصول جميع نعم است اين استيناف است براى تعليل امر بعبادت معبود به حق * ( أَ فَلا تَتَّقُونَ ) * آيا نميترسيد از عذاب وى كه خالق و رازق نعم است بر شما استفهام بر سبيل تقرير است يعنى البته بترسيد از آنكه حق تعالى نعم خود را از شما زايل گرداند و به جهت رفض عبادت او و ارتكاب عبادت غير او و كفران نعمت شما را مستاصل گرداند و به عذاب دايمى گرفتار گرداند * ( فَقالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * پس گفتند گروهى از اشراف و بزرگان كه نگرويدند بوحدانيت او * ( مِنْ قَوْمِه ) * از گروه او مر عوام خلق را مراد آنست كه چون اكابر قوم اصاغر را بدين و دعوت نوح ( ع ) مايل ديدند ايشان را تنفير نموده گفتند * ( ما هذا ) * نيست اينكه مىخواند بتوحيد يعنى نوح ( ع ) * ( إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ ) * مگر آدمى مانند شما در خوردن و آشاميدن و راه رفتن و غير آن * ( يُرِيدُ أَنْ يَتَفَضَّلَ ) * ميخواهد كه افزونى جويد * ( عَلَيْكُمْ ) * بر شما و مهتر شما گردد و شما را محكوم و متبوع خود سازد و به جهت اين دعوى نبوت مىكند و اگر نه چگونه پيغمبر خدا از جنس بشر باشد * ( وَلَوْ شاءَ اللَّه ) * و اگر خدا خواستى كه رسولى به بنى آدم فرستد تا غير او را نپرستند * ( لأَنْزَلَ مَلائِكَةً ) * هر آينه فرو فرستادى فرشتگان را تا مرسل از مرسل اليه متميز بودى * ( ما سَمِعْنا بِهذا ) * نشنيديم اين را كه آدمى رسول خدا تواند بود بخلقان * ( فِي آبائِنَا الأَوَّلِينَ ) * در ميان پدران خود كه نخست بوده‌اند يا از اباى خود نشنيده‌ايم كه نوح ع پيغمبر خداست و يا از ايشان استماع نكرده‌ايم اين سخن را كه نوح ميگويد از حث بر عبادت يك خدا و نفى الهه ديگر و اين را يا از فرط عناد و جهل ميگفتند و يا ميان ادريس ( ع ) و ميان ايشان مدتى مديد گذشته